نوروز.............................
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند
و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.
پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.
.................هرکسی عاشقه بیاد تو
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند
و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.
پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم
حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ،
نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
با تو هستم
تویی که رویت را از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .
در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید و باستانی نوروز را
بر تمامی دوستان و عاشقان تبریک و تهنیت عرض مینمایم
امید است که در خانه تکانی دلشون برای سال جدید ما رو از خانه دلشون بیرون نکنند
روزگار بر همه خوش

شبی که رفتی در خیابان نشستم گریه کردم...
از غم دردی که دیدم بی تو هستم گریه کردم...
خواستم از آرزوهای دلم حرفی بگویم...
چون نبودی باز با یادت نشستم گریه کردم...
از غرورم کوه ها را زیر پایم می نهادی...
من برایت این غرورم را شکستم گریه کردم...
گرچه لبخندی زدم گفتی «خداحافظ» ولی من...
تا تو رفتی عقده ی دل را گسستم گریه کردم...
خواستم چون لحظه ای از دیدنت غافل نگردم...
چشم را پشت سرت دیگر نبستم گریه کردم...

دلی گفت: که اخر چه بود حاصل من؟
عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من!
عقل نالید: کجا حل شود این مشکل من؟؟
مرگ خندید: در این خانه ی ویران من

درسته که یه روزی فراموش می کنی
و یه روز دیگه فراموش می شی
ولی اینو بدون که
فراموش شدگان، فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند
به رسم شهر دلتنگم نگاهم را زیارت کن
نگاه پر نیازم را به چشمانت تو دعوت کن
تو می گفتی اگر رفتم حلالم کن غمی دارم
برو باشد ولی من هم خدا و عا لمی دارم
برو باشد ولی ، شبها اگر دیدی بد اهنگ است
بدان من گریه می کردم از این دنیا دلم تنگ است

من صبورم اما .............
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما . . .
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم !
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم .
من صبورم اما . . .
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند می ترسم .
من صبورم اما . . .
آه . . . این بغض گران صبر نمی داند چیست !!!!


خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم...
هر چه هستی گذرا نیست هوایت٬ بویت...
فقط آهسته بگو:
با دلم میمانی...

در زدم او گفت جانم کیستی؟
گفتمش تو عاشق من نیستی؟
گفت نه، اما ببینم تا به کی٬
پشت این در منتظر می ایستی؟

كاش مي شد عشق را تفسير كرد
كاش مي شد عمر را تكثير كرد
روي اين گردونه نا مهربان
گرمي مهر تو را تصوير كرد

عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
انسان با سه بوسه تكميل مي شود:
1-بوسه مادر كه با آن پا به عرصه خاكي مي گذارد
2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كند
3- بوسه خاك كه با آن پا به عرصه ابديت مي گذارد
مذهب عشق بسوزد که چنین خوارم کرد
بلبلی آزاده بودم که چنین خوارم کرد
پروانه به دور عشق گردید و پرش سوخت
من به دور عشق گردیدم جگرم سوخت
طعنه بر خواری من ای گل بی خوار مزن
من به پای تو نشستم که چنین خوار شدم
عزیزم غم مخور از بهر مردن
مگر انان که غم خوردند نمردند
خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعیدنش وحشتناک است.
دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی.
چه فکر کنی می توانی و چه فکر کنی نمی توانی ، درست فکر میکنی.
اگر مردم را به حال خود گذاشتی تو را به حال خود خواهند گذاشت.
در نمک باید چیز غیب و مقدسی وجود داشته باشد چیزی که هم در اشک و هم در دریاست.
من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم.
من که زمانی اسم شراب را از روی کتاب می نوشتم
افسوس عاقبت زمانه مرا خادم دکان می فروشی کرد !!!!!!!!!!!!!!
سلام
سلام به همه ی اونایی که دلشون مثل من یه وقتایی میگیره
سلام به همه اونایی که یه موقع حس میکنن هیچکی صداشونو نمیشنوه حتی خدا هم گوششو محکم گرفته
سلام به همه اونایی که بی مشکل نیستن
به اونایی که دلگیرن از خیلی چیزا از این که چرا این بلاها فقط سر اونا میاد
به اونایی که کارشون گیر کرده نه راهه پس دارن و نه راه پیش
به اونایی که به یه نقطه رسیدن
نقطه ی صفر
خدایا من مگه چقد ظرفیت دارم
به خودت قسم من اونقدرهاهم محکم نیستم
میشکنما
تو وجود من چی دیدی که این مشکلاتو سر راهم قرار دادی
اگه بشکنم اگه صدای شکستنمو همه بشنون چی؟
انوقت چیکار کنم
شکسته های دلمو چه جوری جمع کنم هیچکی نمیاد پیشم همه فکر میکنن شکسته های دلم
زخمیشون میکنه
قول میدی اونوقت که تنهای تنها شدم بیای کمکم
قول میدی تو بیکسیام باهام باشی

قول میدی دستتو رو سرم بکشی
قول میدی اگه دلم گرفت منم با خودت ببری اون بالا بالای بالا پیش خودت
قول میدی
باید بهم قول بدی ها الکی قبول نیست ها
خدایا داره یه صدایی میاد٬تو هم گوش کن داره یه چیزایی بهم میگه
آره بنده همون وقتی که داشتی با خدا حرف میزدی و فکر میکردی خدا روشو کرد اونور و بهت نگاه نمیکنه
همون وقتی که اولین قطره اشکت رو صورتت یواش یواش قل خورد و اومد پایین
همون وقتی که حس کردی از ته دل خالی شدی سبک شدی
همون موقع خدا پیشت نشسته بود و داشت نازت میکرد
به همه حرفات گوش میداد و آروم میگفت بنده من با من حرف بزن و درودل کن
وقتی بدونم تو هستی
وقتی بدونم پیشمی وقتی بدونم این مشکلاتو بهم میدی چون دوسم داری
وقتی بفهمم اینا مشکل نیستن و فقط اومدن بگن آهای
تو هنوز هستی وجود داری وجودت ارزشمنده تو میتونی این مشکلاتو حل کنی
تو میتونی باری از دوش کسی برداری
تو خلقتت بیهوده نیست
تو پیش خدات یه دنیا ارزشمندی
اون موقع هست که شاد میشم ومیگم
الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار
به امید یه فردای بهتر
خدای خوبم یه وقت فراموشم نکنی
وقتی دارم از لبه ی تیز پرتگاه زندگی رد میشم با دستای بخشندت منو نگه دار
تا تعادلم رو حفظ کنم و نیفتم
حرفاتو توشه ی سفرم کن ومنتظرم باش
مسافر کوچولوت داره میاد دستشو بگير

آره من دارم میام پیشت...................
خداحافظی نمیکنم تا بدونید
برگشتی در کار هست
خوشبختی :
می تواند مجموعه ای از بدبختیهایی باشد که به سرمان نیامده!!!!!!
بزرگترین اقیانوس ارام است
پس ارام باش تا بزرگترین باشی !!!!!!!!
این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است
که همچنان که تو را می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند
ماهاتما گاندی
یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست
زنگ بعد حساب داریم!!!!!!!
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعت هاست،
زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من.
زندگي پينه هاي دست پدر است،
زندگي مثل زمان در گذر...
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد،
تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!
روز ولنتاین بر تمام عاشقان عشق حقیقی مبارک

فرا رسیدن ۲۸ صفر
سالروز وفات حضرت ختمی مرتبه محمد مصطفی (ص) و حضرت امام حسن مجتبی(ع)
را به پیشگاه حضرت مهدی (عج) و تمامی شیعیان تسلیت عرض می نماییم
فرا رسیدن
اربعین سرور و سالار شهیدان و ۷۲ شهید شیر مرد عرصه کربلا
بر تمامی شیعیان و خدمت حضرت ولی عصر (عج)
تسلیت باد
هر جا که باشیم بلاخره غم خودش ما را پیدا میکند
پس همیشه باید دنبال شادی ها گشت
زندگي همچون بادکنکي است در دستان کودکي که هميشه
ترس از ترکيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت
ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت
وفای شمع را نازم كه بعد از سوختن
به صد خاكستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد